فارسی » هندی   ‫بزرگ – کوچک‬


‫68 [شصت و هشت]‬

‫بزرگ – کوچک‬

-

+ ६८ [अड़सठ]68 [adasath]

+ बड़ा – छोटाbada – chhota

برای دیدن متن کلیک کنید   
فارسیहिन्दी
‫بزرگ و کوچک‬ बड़- औ- छ---
b--- a-- c----a
+
‫فیل بزرگ است.‬ हा-- ब--- ह--- ह-
h------ b--- h--- h-i
+
‫موش کوچک است.‬ चू-- छ--- ह--- ह-
c----- c----- h--- h-i
+
   
‫تاریک و روشن‬ अं---- औ- प-----
a------ a-- p------h
+
‫شب تاریک است.‬ रा- अ----- ह--- ह-
r--- a------- h---- h-i
+
‫روز روشن است.‬ दि- प------- ह--- ह-
d-- p----------- h--- h-i
+
   
‫پیر و جوان‬ बू--- / ब---- / ब---- औ- य---
b----- / b------ / b----- a-- y--a
+
‫پدربزرگمان خیلی پیر است.‬ हम--- द--- ब--- ब---- ह--
h------ d---- b---- b----- h--n
+
‫70 سال پیش ‫او هم جوان بود.‬ ७० व--- प--- व- भ- य--- थ-
70 v---- p----- v- b--- y--- t-e
+
   
‫زیبا و زشت‬ सु---- औ- क----
s----- a-- k---p
+
‫پروانه زیباست.‬ ति--- स----- ह--- ह-
t------ s----- h---- h-i
+
‫عنکبوت زشت است.‬ मक-- क---- ह--- ह-
m------ k---- h---- h-i
+
   
‫چاق و لاغر‬ मो-- / म--- / म--- औ- प--- / प--- / प---
m--- / m---- / m--- a-- p----- / p------ / p----e
+
‫یک زن به وزن 100 کیلو، چاق است.‬ १०- क--- व--- स----- म--- ह--- ह-
100 k--- v----- s---- m---- h---- h-i
+
‫یک مرد به وزن 50 کیلو، لاغر است.‬ ५० क--- व--- आ--- प--- ह--- ह-
50 k--- v---- a------ p----- h--- h-i
+
   
‫گران و ارزان‬ मह--- औ- स----
m------ a-- s---a
+
‫اتومبیل گران است.‬ गा--- म---- ह-
g----- m------- h-i
+
‫روزنامه ارزان است.‬ अख--- स---- ह-
a------- s---- h-i
+
   

‫تغییر کد‬

‫هر روز افراد بیشتری به صورت دو زبانه بزرگ می شوند.‬ ‫آنها می توانند به بیش از یک زبان صحبت کنند.‬ ‫بسیاری از این افراد اغلب زبان خود را عوض می کنند.‬ ‫آنها بسته به موقعیت زبانی را که با آن صحبت می کنند را انتخاب می کنند.‬ ‫به عنوان مثال، آنها در محل کار و خانه به زبان های مختلف صحبت می کنند.‬ ‫با انجام این کار، آنها خود را با محیط تطبیق می دهند.‬ ‫امّا امکان تغییر زبان به صورت غیر ارادی هم وجود دارد.‬ ‫نام این پدیده تغییر کد است.‬ ‫در این حالت، در میان صحبت زبان تغییر می کند.‬ ‫دلایل بسیاری برای این تغییر زبان وجود دارد.‬ ‫آنها اغلب کلمه مناسبی را در یک زبان نمی یابند.‬ ‫و آنها می توانند منظور خود را در زبان دیگر بهتر بیان کنند.‬ ‫همچنین ممکن است که گوینده در یک زبان احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد.‬

‫آنها از این زبان برای بیان مسائل خصوصی یا شخصی استفاده می کنند.‬ ‫گاهی اوقات هم یک کلمه خاص در یک زبان وجود ندارد.‬ ‫در این حالت گوینده ناچار به تغییر دادن زبان است.‬ ‫یا در صورتی که سخن آنها درک نشد، زبان خود را تغییر می دهند.‬ ‫در این صورت تغییر کد مانند زبان مخفی کار می کند.‬ ‫پیش از این، زبان مخلوط مورد انتقاد بود.‬ ‫تصوّر می شد که گونیده به هیچ کدام از زبان ها درست صحبت نمی کند.‬ ‫امروز مسئله به صورت دیگری دیده می شود.‬ ‫تغییر کد به عنوان یک شایستگی خاص زبانی شناخته شده است.‬ ‫تغییر کد توّسط گویندگان می تواند جالب باشد.‬ ‫اغلب، آنها تنها، زبانی که به آن صحیت می کنند را تغییر نمی دهند.‬ ‫بلکه دیگر عناصر ارتباطی هم تغییر پیدا می کنند.‬ ‫بسیاری از افراد در یکی دیگر از زبان ها سریع تر، بلندتر و یا با تکیه بیشتر صحبت می کنند.‬ ‫یا این که به طور ناگهانی از حرکات، و حالات چهره بیشتری استفاده می کنند.‬ ‫به این ترتیب، تغییر کد همیشه کمی از تغییر فرهنگ را نیز در بر دارد...‬